كه از نظر ما فوقالعاده اهميت دارند. ابن قفطي مصري و ابن ابي اُصيبِعهٴ دمشقي، كه شرح حال دانشمندان يوناني و مسلمان را نوشتند. بايد آنان را مورخ علم بهشمار آوريم، و شك نيست كه بيكمك آنان آگاهي ما از علوم اسلامي بسيار كمتر ميشود. قبلاً در بخش طب اهميت اساسي كار آنان را خاطرنشان شدم.
14. ايران. بُنْداري اصفهاني، كه بهخاطر ترجمهٴ شاهنامه به عربي معروفتر است، تاريخ سلاجقهٴ عمادالدين اصفهاني را تلخيص كرد. نَسَوي، سيرهٴ جلالالدين خوارزمشاه
را نوشت و عوفي جوامعالحكايات را تأليف كرد.
دوتاي اولي به عربي و سومي به فارسي نوشته شده بود.
15. چين. تسئاي چئن، شرح شوچينگ را نوشت و اين شرح خود به صورت يكي از آثار كلاسيك درآمد. يه ـ لوچئو ـ تسئاي، كه بايد او را معلم اول مغول بناميم، شرح جنگهاي چنگيزخان با ايرانيان را نوشت. يه لونگ ـ لي موٴلف تاريخ تاتارهاي ختن، همچنين احتمالاً تاريخ تاتارهاي چين بود.
16. ژاپن. هاجو ـ كي، تأليف كامو چومئي از آثار كلاسيك ادبيات ژاپني و حاوي اطلاعات تاريخي گرانبهايي است.
خلاصه
در ميان مورخان متعدد اين عصر ــ كه تقريباً پنجاهتايي را ذكر كردهام ــ كافي است كساني را ياد كنيم كه اهميت چشمگيري داشتند. معتقدم كه هر محققي در مورد افراد زير توافق خواهد كرد. ويلاردوان، پيان دل كارپيني، ساكسوي نحوي، اسنوري استورلوسن، ابن اثير، عبداللطيف، ياقوت، ابن قفطي، ابن ابي اُصيبِعه. از اين نُه تن پنج نفر مسلمان بودند، چهار تن مسيحي؛ پنج تن به عربي نوشتند. دو تن به لاتيني، يكي به فرانسه، يكي به ايسلندي. آنان از نه كشور مختلف برخاستند؛ يكي از بردگان يونان بود كه در ميان مسلمانان تربيت شد، هشت تن بقيه از فرانسه ايتاليا، دانمارك، ايسلند، شام، مصر، عراق، و جزيره1 برخاستند.
يج. حقوق و جامعهشناسي
1. ايتاليا. جنبش حقوقي كه در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، آغاز شده بود در نيمهٴ دوم اندكي فرو نشست، ولي در سدهٴ سيزدهم، فعاليتي تازه و نيرومند پديد آمد. گريگوريوس نهم در 1234، قسمت دوم قانون شرع يعني فتاوي را منتشر كرد، بيشك دشمني هواداران قانون شرع با حقوقدانان مدام فزوني ميگرفت.